Wednesday, September 20, 2006

خاطره


فکر می کنم درابتدای دوره راهنمايی بودم که احتمالا در تلويزيون برنامه ای ديده بودم که اگر چرخ عقب (محرک) ماشين در برف يا گل و لای گير کرد بايد چيزی در زير آن قرار داد تا اصطکاک لازم برای حرکت را ايجاد کند. در همان موقع در مسافرتی به شمال کشور ماشين يکی از اقوام در ساحل گير می کند. يکی دو نفر از بزرگتر ها آنجا بودند که من پس از مدتی از دور به آنها نزديک شدم. قبل از اينکه به آنها برسم با صدای بلند گفتم که بايد چيزی در زير چرخ قرار داد (می توانيد تصور کنيد که ارايه راه حل برای يک نوجوان چه غرور آفرين است). و سپس دمپايی های خود را به سمت چرخها فرستادم! شايد بزرگترهايی که مشغول کار بودند لبخندی زدند! فهميدم که از قبل مشغول همين کار بوده اند البته خيلی موثر تر از قراردادن دمپايی در زير چرخ ماشين! يک جوری احساس خجالت کردم. داشتم راهکارهای ارايه شده برای بهبود وضعيت اداره جهان را می خواندم که ياد اين خاطره افتادم.ه

Saturday, September 16, 2006

رعايت حقوق ديگران

به اين جمله دقت کنيد: ”آموزش رفتارهای هنجار اجتماعی به کودکان از اولين وظايف خانواده و سيستم آموزشی کشور می باشد." چند درصد از افراد با آن مخالفت خواهند کرد؟ احتمالا تنها کارشناسان ريز بينی که برای تبيين دقيق تر آن و وظايف نهادهای خانواده، آموزش پرورش و غيره نظر تکميلی برآن خواهند داشت. ولی چند درصد از افراد به آن عمل می کنند؟ چند درصد از افراد دقيقا بر خلاف آن عمل می کنند؟ وقتی شاهد صحنه هایی هستم که پدرو مادر يک کودک به او راه تخلف را می آموزند، به اين فکر می کنم که اين قشر چند درصد جامعه را تشکيل می دهند.
بازگو کردن برخی از اين داستانها به ما اين امکان را می دهد تا ناهنجارهای رفتار خودمان را در آينه رفتار ديگران ببينيم.
چند مثال: يکبار شاهد بودم که پدر يک دختر به او آموخت تا در صف شهر بازی به نوبت نيايستد. يا يک بار در صفی در سرزمين عجايب با دخترم ايستاده بوديم و پدر چند بچه که جايشان پشت سر ما بود داشت با موبايل صحبت میکرد که بچه هايش از او فاصله گرفتند و از ما و نفرات بعدی گذَشتند و جلوتر ايستادند. انتظار داشتم که پس از تمام شدن صحبت پدر بچه ها، آنها را به سر جای خود بخواند که در همين اثنا گروه قبلی خارج شدند و نوبت به گروه جديد رسيد. ناگهان پدر محترم صدا کرد "بچه ها از نرده ها بپريد تو"! مانده بودم که چه بايد گفت!
جوامعی چون جامعه ما که قدمت طولانی دارند و بارها و بارها مورد تجاوز بيگانه و ظلم حکومتها قرار گرفته اند، لاجرم در فرهنگ خود عناصری خلاف اصول اخلاقی و يا قانونی دارند که در گذر زمان و در مقاطعی برای بقا بکارشان آمده است. ولی آيا در دنيای امروزی آموزش چنين اصولی به فرزندان قابل توجيه است؟
نکته ديگر و قابل توجه در فرهنگ ما، حق به جانب بودن ماست، در هر شرايطی که باشيم!ه

Tuesday, September 12, 2006

روزنامه شرق
هميشه از دست دادن يک آشنا و دوست سخت است و در اين شرايط سخت تر. اهالی "شرق" خسته نباشيد