Saturday, September 16, 2006

رعايت حقوق ديگران

به اين جمله دقت کنيد: ”آموزش رفتارهای هنجار اجتماعی به کودکان از اولين وظايف خانواده و سيستم آموزشی کشور می باشد." چند درصد از افراد با آن مخالفت خواهند کرد؟ احتمالا تنها کارشناسان ريز بينی که برای تبيين دقيق تر آن و وظايف نهادهای خانواده، آموزش پرورش و غيره نظر تکميلی برآن خواهند داشت. ولی چند درصد از افراد به آن عمل می کنند؟ چند درصد از افراد دقيقا بر خلاف آن عمل می کنند؟ وقتی شاهد صحنه هایی هستم که پدرو مادر يک کودک به او راه تخلف را می آموزند، به اين فکر می کنم که اين قشر چند درصد جامعه را تشکيل می دهند.
بازگو کردن برخی از اين داستانها به ما اين امکان را می دهد تا ناهنجارهای رفتار خودمان را در آينه رفتار ديگران ببينيم.
چند مثال: يکبار شاهد بودم که پدر يک دختر به او آموخت تا در صف شهر بازی به نوبت نيايستد. يا يک بار در صفی در سرزمين عجايب با دخترم ايستاده بوديم و پدر چند بچه که جايشان پشت سر ما بود داشت با موبايل صحبت میکرد که بچه هايش از او فاصله گرفتند و از ما و نفرات بعدی گذَشتند و جلوتر ايستادند. انتظار داشتم که پس از تمام شدن صحبت پدر بچه ها، آنها را به سر جای خود بخواند که در همين اثنا گروه قبلی خارج شدند و نوبت به گروه جديد رسيد. ناگهان پدر محترم صدا کرد "بچه ها از نرده ها بپريد تو"! مانده بودم که چه بايد گفت!
جوامعی چون جامعه ما که قدمت طولانی دارند و بارها و بارها مورد تجاوز بيگانه و ظلم حکومتها قرار گرفته اند، لاجرم در فرهنگ خود عناصری خلاف اصول اخلاقی و يا قانونی دارند که در گذر زمان و در مقاطعی برای بقا بکارشان آمده است. ولی آيا در دنيای امروزی آموزش چنين اصولی به فرزندان قابل توجيه است؟
نکته ديگر و قابل توجه در فرهنگ ما، حق به جانب بودن ماست، در هر شرايطی که باشيم!ه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home