Monday, January 03, 2011

شانس

خوش شانسی زیاد بعضی مواقع، مشابه بد شانسی است و بلکه بدتر. وقتی که در اولین برخورد یا اولین تجربه به طرز شگرفی خوش شانس باشی ولی متوجه نشوی که آنچه به دست آوردی از سر اقبال بلند بوده است و آنرا براحتی از دست بدهی. ن

Wednesday, July 08, 2009

داور مسابقه

یکی از نکاتی که توسط معترضان به انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده، عدم بی طرفی شورای نگهبان در انتخابات بوده است. از ادله این مسئله جانبداری برخی از اعضای شورای نگهبان از کاندیدای پیروز ذکر می شود. ولی مسئله ای که مورد تاکید قرار نگرفته است، مسئله عضویت الهام (سخنگوی دولت و وزیر دادگستری) در شورای نگهبان است. در اين خصوص و با استفاده از تشبیهی که به مسابقه فوتبال شده است باید گفت مثل این است که یکی از داورهای مسابقه کمک مربی یکی از تیمهای مسابقه دهنده باشد و تازه گل تیم بازنده آفساید اعلام شده باشد. تمام

Tuesday, October 24, 2006

بهنود

مسعود بهنود حقی بر گردن ما دارد. کتابهای او نقش موثری در کم کردن فاصله نسل های جوان ما از تاريخ معاصر و آموزه های آن دارد. حتی قشر تحصيلکرده ما ارتباط کمی با کتاب و کتابخوانی به طور عام و تاريخ معاصر به طور خاص دارد. کتابهای بهنود با آن نثر روان و سليس او و همچنين استفاده از قالب داستان برای شرح گوشه ای از تاريخ، جايگاه در خور توجه خود را داشته است. به تعبيری بهنود می داند که برای ذايقه ايرانی چگونه بنويسد. از طرفی تاثير نگرفتن نوشته هاي او از اغراض سياسی به او جايگاهی خاص بخشيده است. خوی و روش معتدل او (حتی اينروزها که دور از وطن بسر می برد)، بر ارج نوشته ها و تحليل هايش می افزايد. به اين نوشته اش با عنوان "سواحل لاجوردين" که در عين سادگی و کوتاهی به شرح خوی پوپوليستی می پردازد مراجعه کنيد. خالی از لطف نيست! شايد اين اقدام شروعی باشد برای مخاطب قرار دادن بخش های ديگری از جامعه ايران، بخشی که باز هم ارتباط کمتری با مطالعه و تحليل و امثالهم دارندو برای انتقال مفاهيم به آنها بايد زبان آنرا جستجو کرد. زبانی که اصول گرايان با آشنايی با آن توانستند اقشاری از مردم را همراه با برنامه های خود کنند. برنامه های که از بعد مطالعاتی نيز برخوردار نبودند. ه

Wednesday, September 20, 2006

خاطره


فکر می کنم درابتدای دوره راهنمايی بودم که احتمالا در تلويزيون برنامه ای ديده بودم که اگر چرخ عقب (محرک) ماشين در برف يا گل و لای گير کرد بايد چيزی در زير آن قرار داد تا اصطکاک لازم برای حرکت را ايجاد کند. در همان موقع در مسافرتی به شمال کشور ماشين يکی از اقوام در ساحل گير می کند. يکی دو نفر از بزرگتر ها آنجا بودند که من پس از مدتی از دور به آنها نزديک شدم. قبل از اينکه به آنها برسم با صدای بلند گفتم که بايد چيزی در زير چرخ قرار داد (می توانيد تصور کنيد که ارايه راه حل برای يک نوجوان چه غرور آفرين است). و سپس دمپايی های خود را به سمت چرخها فرستادم! شايد بزرگترهايی که مشغول کار بودند لبخندی زدند! فهميدم که از قبل مشغول همين کار بوده اند البته خيلی موثر تر از قراردادن دمپايی در زير چرخ ماشين! يک جوری احساس خجالت کردم. داشتم راهکارهای ارايه شده برای بهبود وضعيت اداره جهان را می خواندم که ياد اين خاطره افتادم.ه

Saturday, September 16, 2006

رعايت حقوق ديگران

به اين جمله دقت کنيد: ”آموزش رفتارهای هنجار اجتماعی به کودکان از اولين وظايف خانواده و سيستم آموزشی کشور می باشد." چند درصد از افراد با آن مخالفت خواهند کرد؟ احتمالا تنها کارشناسان ريز بينی که برای تبيين دقيق تر آن و وظايف نهادهای خانواده، آموزش پرورش و غيره نظر تکميلی برآن خواهند داشت. ولی چند درصد از افراد به آن عمل می کنند؟ چند درصد از افراد دقيقا بر خلاف آن عمل می کنند؟ وقتی شاهد صحنه هایی هستم که پدرو مادر يک کودک به او راه تخلف را می آموزند، به اين فکر می کنم که اين قشر چند درصد جامعه را تشکيل می دهند.
بازگو کردن برخی از اين داستانها به ما اين امکان را می دهد تا ناهنجارهای رفتار خودمان را در آينه رفتار ديگران ببينيم.
چند مثال: يکبار شاهد بودم که پدر يک دختر به او آموخت تا در صف شهر بازی به نوبت نيايستد. يا يک بار در صفی در سرزمين عجايب با دخترم ايستاده بوديم و پدر چند بچه که جايشان پشت سر ما بود داشت با موبايل صحبت میکرد که بچه هايش از او فاصله گرفتند و از ما و نفرات بعدی گذَشتند و جلوتر ايستادند. انتظار داشتم که پس از تمام شدن صحبت پدر بچه ها، آنها را به سر جای خود بخواند که در همين اثنا گروه قبلی خارج شدند و نوبت به گروه جديد رسيد. ناگهان پدر محترم صدا کرد "بچه ها از نرده ها بپريد تو"! مانده بودم که چه بايد گفت!
جوامعی چون جامعه ما که قدمت طولانی دارند و بارها و بارها مورد تجاوز بيگانه و ظلم حکومتها قرار گرفته اند، لاجرم در فرهنگ خود عناصری خلاف اصول اخلاقی و يا قانونی دارند که در گذر زمان و در مقاطعی برای بقا بکارشان آمده است. ولی آيا در دنيای امروزی آموزش چنين اصولی به فرزندان قابل توجيه است؟
نکته ديگر و قابل توجه در فرهنگ ما، حق به جانب بودن ماست، در هر شرايطی که باشيم!ه

Tuesday, September 12, 2006

روزنامه شرق
هميشه از دست دادن يک آشنا و دوست سخت است و در اين شرايط سخت تر. اهالی "شرق" خسته نباشيد

Friday, June 30, 2006

مسائل ما
من هم مثل خيليها فکر می کنم که در شرايط اجتماعی ايران، توسعه همه جانبه و حتی تنها توسعه صنعتی و اقتصادی در سايه توسعه سياسی ممکن است. اين شايد به دليل روحيات خاص ما و همچنين ميزان مداخلات از خارج از مرز ها است. روحيات خاص ما، چون ما ايرانيان بر خلاف برخی ملل ديگر حتی در شرايط رشد اقتصادی توجه خاص به مسايل سياسی داريم و اهل اينکه تنها به زمينه های توسعه کسب و کار خود بيانديشيم و يا تنها بر تحقيقات علمی خود توجه کنيم نيستيم. در خاطرات سردمداران ايرانی می توان تعجب آنها از اين خصوصيت را مشاهده کرد. از جمله در خاطرات علم ذکر اين میرود که شاه متعجب بود که چرا اين دانشجويانی که تمام زمينه های تحصيل، تحقيق و رشد علمی و مالی برای آنها ميسر شده است به فعاليت سياسی رو می آورند و تعجب از اينکه مگر چه کمبودی دارند. از طرف ديگر مداخلات خارجی، چون آنها سالها است که با تمرکز بر احوال ايران و نمايش نقاط ضعف آن با چاشنی سياهنمايی از اين رهگذر به امنيت و اقتصاد خود خدمت می نمايند چرا که با ايجاد بدبينی عمومی، اتحاد ملت و دولت ميسر نيست که منافع امنيتی برای آنها دارد و هم اينکه موجب مهاجرت سرمايه ها و مغز ها به سوی مرزهای آنها می شود. شاهد آن مقالات متعددی که در خبرگزاری ها از ضعف های سيستمهای مختلف در ايران گزارش می شود. برای مثال وضعيت درمان در ايران. اندکی پرس و جو کافی است تا بدانيم وضعيت درمان در ايران از بسياری از خود اين کشورها بدتر نيست و مثلا در همين بخش در انگلستان خدمات با چه کيفيتی ارايه می شوند. اين مقايسه هيچگاه برای مخاطب ايرانی صورت نمی پذيرد. رفع اين موانع تنها در سايه مشارکت و توسعه سياسی ميسر است. اين مبحث را در اينجا خاتمه میدهم. ولی در شرايط موجود چه می توان کرد؟
جامعه ما دچار آفات ريز و درشت بسياری است که توجه ما را می طلبد. ايجاد آلودگی و زباله سازی ، رشد دروغگويی، عدم احترام به حقوق ديگران، نحوه رانندگی و مسايلی از اين دست، از مسايلی هستند که بايد برای آنها چاره ای انديشيد. قصد دارم تا برخی از تجارب شخصی خود در اين زمينه ها را بازگو کنم. ه