خاطره
فکر می کنم درابتدای دوره راهنمايی بودم که احتمالا در تلويزيون برنامه ای ديده بودم که اگر چرخ عقب (محرک) ماشين در برف يا گل و لای گير کرد بايد چيزی در زير آن قرار داد تا اصطکاک لازم برای حرکت را ايجاد کند. در همان موقع در مسافرتی به شمال کشور ماشين يکی از اقوام در ساحل گير می کند. يکی دو نفر از بزرگتر ها آنجا بودند که من پس از مدتی از دور به آنها نزديک شدم. قبل از اينکه به آنها برسم با صدای بلند گفتم که بايد چيزی در زير چرخ قرار داد (می توانيد تصور کنيد که ارايه راه حل برای يک نوجوان چه غرور آفرين است). و سپس دمپايی های خود را به سمت چرخها فرستادم! شايد بزرگترهايی که مشغول کار بودند لبخندی زدند! فهميدم که از قبل مشغول همين کار بوده اند البته خيلی موثر تر از قراردادن دمپايی در زير چرخ ماشين! يک جوری احساس خجالت کردم. داشتم راهکارهای ارايه شده برای بهبود وضعيت اداره جهان را می خواندم که ياد اين خاطره افتادم.ه

0 Comments:
Post a Comment
<< Home