مسائل ما
من هم مثل خيليها فکر می کنم که در شرايط اجتماعی ايران، توسعه همه جانبه و حتی تنها توسعه صنعتی و اقتصادی در سايه توسعه سياسی ممکن است. اين شايد به دليل روحيات خاص ما و همچنين ميزان مداخلات از خارج از مرز ها است. روحيات خاص ما، چون ما ايرانيان بر خلاف برخی ملل ديگر حتی در شرايط رشد اقتصادی توجه خاص به مسايل سياسی داريم و اهل اينکه تنها به زمينه های توسعه کسب و کار خود بيانديشيم و يا تنها بر تحقيقات علمی خود توجه کنيم نيستيم. در خاطرات سردمداران ايرانی می توان تعجب آنها از اين خصوصيت را مشاهده کرد. از جمله در خاطرات علم ذکر اين میرود که شاه متعجب بود که چرا اين دانشجويانی که تمام زمينه های تحصيل، تحقيق و رشد علمی و مالی برای آنها ميسر شده است به فعاليت سياسی رو می آورند و تعجب از اينکه مگر چه کمبودی دارند. از طرف ديگر مداخلات خارجی، چون آنها سالها است که با تمرکز بر احوال ايران و نمايش نقاط ضعف آن با چاشنی سياهنمايی از اين رهگذر به امنيت و اقتصاد خود خدمت می نمايند چرا که با ايجاد بدبينی عمومی، اتحاد ملت و دولت ميسر نيست که منافع امنيتی برای آنها دارد و هم اينکه موجب مهاجرت سرمايه ها و مغز ها به سوی مرزهای آنها می شود. شاهد آن مقالات متعددی که در خبرگزاری ها از ضعف های سيستمهای مختلف در ايران گزارش می شود. برای مثال وضعيت درمان در ايران. اندکی پرس و جو کافی است تا بدانيم وضعيت درمان در ايران از بسياری از خود اين کشورها بدتر نيست و مثلا در همين بخش در انگلستان خدمات با چه کيفيتی ارايه می شوند. اين مقايسه هيچگاه برای مخاطب ايرانی صورت نمی پذيرد. رفع اين موانع تنها در سايه مشارکت و توسعه سياسی ميسر است. اين مبحث را در اينجا خاتمه میدهم. ولی در شرايط موجود چه می توان کرد؟
جامعه ما دچار آفات ريز و درشت بسياری است که توجه ما را می طلبد. ايجاد آلودگی و زباله سازی ، رشد دروغگويی، عدم احترام به حقوق ديگران، نحوه رانندگی و مسايلی از اين دست، از مسايلی هستند که بايد برای آنها چاره ای انديشيد. قصد دارم تا برخی از تجارب شخصی خود در اين زمينه ها را بازگو کنم. ه
من هم مثل خيليها فکر می کنم که در شرايط اجتماعی ايران، توسعه همه جانبه و حتی تنها توسعه صنعتی و اقتصادی در سايه توسعه سياسی ممکن است. اين شايد به دليل روحيات خاص ما و همچنين ميزان مداخلات از خارج از مرز ها است. روحيات خاص ما، چون ما ايرانيان بر خلاف برخی ملل ديگر حتی در شرايط رشد اقتصادی توجه خاص به مسايل سياسی داريم و اهل اينکه تنها به زمينه های توسعه کسب و کار خود بيانديشيم و يا تنها بر تحقيقات علمی خود توجه کنيم نيستيم. در خاطرات سردمداران ايرانی می توان تعجب آنها از اين خصوصيت را مشاهده کرد. از جمله در خاطرات علم ذکر اين میرود که شاه متعجب بود که چرا اين دانشجويانی که تمام زمينه های تحصيل، تحقيق و رشد علمی و مالی برای آنها ميسر شده است به فعاليت سياسی رو می آورند و تعجب از اينکه مگر چه کمبودی دارند. از طرف ديگر مداخلات خارجی، چون آنها سالها است که با تمرکز بر احوال ايران و نمايش نقاط ضعف آن با چاشنی سياهنمايی از اين رهگذر به امنيت و اقتصاد خود خدمت می نمايند چرا که با ايجاد بدبينی عمومی، اتحاد ملت و دولت ميسر نيست که منافع امنيتی برای آنها دارد و هم اينکه موجب مهاجرت سرمايه ها و مغز ها به سوی مرزهای آنها می شود. شاهد آن مقالات متعددی که در خبرگزاری ها از ضعف های سيستمهای مختلف در ايران گزارش می شود. برای مثال وضعيت درمان در ايران. اندکی پرس و جو کافی است تا بدانيم وضعيت درمان در ايران از بسياری از خود اين کشورها بدتر نيست و مثلا در همين بخش در انگلستان خدمات با چه کيفيتی ارايه می شوند. اين مقايسه هيچگاه برای مخاطب ايرانی صورت نمی پذيرد. رفع اين موانع تنها در سايه مشارکت و توسعه سياسی ميسر است. اين مبحث را در اينجا خاتمه میدهم. ولی در شرايط موجود چه می توان کرد؟
جامعه ما دچار آفات ريز و درشت بسياری است که توجه ما را می طلبد. ايجاد آلودگی و زباله سازی ، رشد دروغگويی، عدم احترام به حقوق ديگران، نحوه رانندگی و مسايلی از اين دست، از مسايلی هستند که بايد برای آنها چاره ای انديشيد. قصد دارم تا برخی از تجارب شخصی خود در اين زمينه ها را بازگو کنم. ه
